بار سنگین غیبت دولت بر دوش پزشکان
در شرایطی که بسیاری از کشورها در آستانه روز جهانی آگاهی از اوتیسم با ارائه بستههای حمایتی، خدمات سلامت روان و توانبخشی رایگان یا یارانهای را به خانوادههای دارای کودک مبتلا به اوتیسم ارائه میکنند، در ایران این روز با شوک افزایش تعرفههای توانبخشی همراه شد؛ افزایشی که حالا برخی خانوادهها از آن با عنوان «خط بطلان بر مسیر درمان» یاد میکنند.

به گزارش پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)، اما در این میان یک واقعیت کلیدی نیز از نگاه عموم پنهان مانده: ارائهدهندگان خدمت – پزشکان، روانشناسان، کاردرمانگران، گفتاردرمانگران و سایر اعضای تیم توانبخشی – نه مسئول خالی بودن جیب دولتاند، نه ابزار اجرای عدالت اجتماعی. آنها نیز در ساختار معیوب حمایتهای بیمهای و سیاستگذاریهای ناپایدار، بار سنگین بیتوجهی دولت را به دوش میکشند.
توانبخشی برای اوتیسم: درمان حیاتی یا کالای لاکچری؟
نیم ساعت توانبخشی برابر با ۷۰۰ هزار تومان. هزینه ماهانه درمان یک کودک اوتیسم برابر با ۳ برابر حداقل حقوق قانونی و پوشش بیمهای؟ نزدیک به صفر.
در نگاه اول، این اعداد نشانهی گرانی بیقاعده خدمات بهنظر میرسند. اما واقعیت پیچیدهتر است. درمان کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم، مجموعهای از خدمات تخصصی، همزمان و مداوم را در بر میگیرد: از ارزیابیهای اولیه تخصصی تا کاردرمانی جسمی، ذهنی، یکپارچگی حسی، گفتاردرمانی، رفتاردرمانی، مشاوره خانواده، بازیدرمانی و غیره.
دکتر نسرین شریفی، روانشناس بالینی کودک، معتقد است که نگاه جامعه باید به سمت مسئول اصلی یعنی دولت باشد، نه درمانگر: «درمانگران باید خدمات باکیفیت ارائه دهند، اما چطور وقتی دولت حمایتی ندارد، بیمهها حاضر به پرداخت نیستند، کلینیک باید هزینه اجاره، مالیات، پرسنل، دستگاه و استهلاک را هم بدهد، توقع داریم که درمان را با نرخ پایین یا رایگان ارائه کند؟»
او اضافه میکند: «ما هم از وضعیت مالی خانوادهها باخبریم، اما هیچ کلینیکی با نیت سودجویی تعرفه را بالا نمیبرد؛ این نتیجه بیتدبیری بالادستیهاست.»
دکتر آیدین سهرابی، متخصص توانبخشی کودکان، در این باره به پالنا میگوید: «برخی مراجعان با این ذهنیت وارد کلینیک میشوند که چرا نیم ساعت جلسه اینقدر گران است؟ اما کسی نمیپرسد که این نیم ساعت نتیجه سالها تحصیل، تجربه، هزینه کلینیک، مالیات، اجاره، حقوق پرسنل، هزینه تجهیزات تخصصی و عوارض متعدد دولتی است. ما درمانگرها هم در این اقتصاد زندگی میکنیم.»
وقتی درمانگر جای دولت مینشیند
یکی از مشکلات رایج در حوزه سلامت روان و توانبخشی، تصویر ناعادلانهای است که از ارائهدهندگان خدمت در ذهن افکار عمومی نقش بسته: اینکه اگر قیمت درمان بالا رفته، حتماً سود درمانگران بالا رفته. این در حالی است که بسیاری از کلینیکها در حال تعطیلی یا تعدیل نیرو هستند.
دکتر سهرابی با تأکید بر نقش دولت در تأمین عدالت درمانی، میگوید: «ما پزشکها و درمانگرها مسئول ضعف سیاستهای حمایتی نیستیم. وقتی یک خدمت تحت پوشش بیمه نیست، یا باید با تعرفه آزاد ارائه شود یا به کلی متوقف شود. اینکه برخی انتظار دارند ارائهدهنده خدمت رایگان یا با حداقل دستمزد کار کند، به معنای فروپاشی نظام سلامت است.»
بیمهها چرا پوشش نمیدهند؟
در ایران، توانبخشی هنوز در کتابچه خدمات پایه بیمهای جایگاهی ندارد. کدهای مربوط به این خدمات «ستارهدار» محسوب میشوند؛ یعنی پرهزینه و غیرضروری از دید ساختار بیمهای. این در حالی است که در بسیاری کشورها، خدمات توانبخشی اوتیسم بهعنوان بخشی از درمان استاندارد شناخته شده و کاملاً تحت پوشش بیمههای دولتی و تکمیلی قرار دارند.
یک مقام مطلع در سازمان بیمه سلامت که نخواست نامش فاش شود، در گفتوگو با سلامتنیوز گفت: «ما بارها درخواست پوشش خدمات توانبخشی را دادهایم، اما از طرف سازمان برنامه و بودجه اعتباری به این بخش تخصیص نیافته. دولت تنها یک تفاهمنامه با بنیاد بیماریهای خاص دارد که هیچ ضمانت اجرایی برای بیمهها ایجاد نمیکند.»
در واقع، با وجود ثبت اوتیسم ذیل بیماریهای خاص، هیچیک از بیمهها موظف به پرداخت هزینههای توانبخشی نیستند و در موارد معدود، کمکهزینههایی بهصورت موردی پرداخت میشود.
خانوادهها در تله بیبرنامگی؛ پزشکان در تنگنای وجدان و اقتصاد
رها مختاری، فعال حوزه اوتیسم و مادر یک کودک مبتلا به پالنا میگوید: «بعضی از درمانگران واقعاً دلسوزند و با تعرفه پایینتر یا رایگان خدمات میدهند، ولی این راهحل ماندگار نیست. یک نفر چقدر میتواند در برابر یک ساختار ناعادلانه بایستد؟ وظیفه حمایت از ما، بر عهده وزارت بهداشت، سازمان برنامه و بیمههاست، نه پزشک خصوصی.»
او ادامه میدهد: «درمان پسر من فقط گفتاردرمانی نیست. هر روز یک جلسه، بهمدت سالها. مگر ما چقدر میتوانیم دوام بیاوریم؟»
در همین حال، یک درمانگر کاردرمانی در کلینیکی در غرب تهران به پالنا میگوید: «نه میخواهیم به والدین فشار بیاوریم، نه دوست داریم خدماتمان بیکیفیت باشد. ولی اگر دولت کاری نکند، یا ما ورشکسته میشویم یا خانوادهها درمان را رها میکنند. نتیجه هر دو یکی است: کودک اوتیسم بیدرمان میماند.»
مسئولیت با کیست؟
در تمام ساختارهای پیشرفته نظام سلامت، ارائه خدمات درمانی بهویژه برای گروههای خاص مانند بیماران اوتیسم، وظیفه حاکمیتی است. در ایران اما همچنان مسئولیت بین نهادها پاسکاری میشود.
یک پژوهشگر اقتصاد سلامت، میگوید: «وقتی دولت تعرفهها را بالا میبرد، اما حمایت مالی نمیکند، این پیام را منتقل میکند که فقط ثروتمندان حق درمان دارند. چنین ساختاری نهتنها غیراخلاقی، بلکه از نظر اقتصادی هم در بلندمدت مخرب است. بیتوجهی به درمان امروز، یعنی افزایش بار روانی، اجتماعی و اقتصادی در آینده.»
وی پیشنهادات اصلاحی خود را اینگونه مطرح میکند: «تعریف خدمات توانبخشی اوتیسم در بسته بیمه پایه و تکمیلی، با اعتبارات مستقل، تخصیص یارانه مستقیم به مراکز خصوصی ارائهدهنده خدمات توانبخشی برای کنترل تعرفهها، نظارت بر کیفیت خدمات درمانی و مقابله با تخلفات احتمالی برخی مراکز بدون ضربه به بدنه درمان و ارائه تسهیلات مالیاتی و حمایتی برای درمانگران فعال در حوزه اوتیسم.»
در نهایت به نظر میرسد که نه میتوان کودکان اوتیسم را از درمان محروم کرد، و نه میتوان از پزشکان انتظار داشت که بیحقوق و بیامکانات، بار دولت را به دوش بکشند. درمان اوتیسم یک نیاز لوکس نیست؛ حقی اساسی است. و حمایت مالی از آن، وظیفهای است که باید بر دوش حاکمیت قرار گیرد، نه درمانگر.
پایان پیام/
محسن طاهرمیرزایی
نظر خود را بنویسید