چه کنیم تا وزارت بهداشت اسیر بنگاهداری نشود؟
وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفته است که نباید بگذاریم وزارت بهداشت به جای ارائه خدمت و فعالیتهای اصلی، به کار بنگاه داری گرفتار شود.

در باب این تصمیم وزیر محترم ۲ سوال قابل طرح است :
وظایف اصلی این وزارتخانه چیست و چه اصلاحاتی لازم است صورت گیرد؟
بهنظر میرسد این وزارتخانه را امروز بنگاههای کلان از شرکتهای واردات تجهیزات پزشکی گرفته تا بیمارستانهای متعدد از کوچک و بزرگ در اقصی نقاط کشور و شرکتها و کارخانههای متعدد وابسته مرتبط و غیر مرتبط فرا گرفته و در کنار وزارت آموزش و پرورش و وزارت تعاون و رفاه جزو بزرگترین وزارتخانه ها و پر خرج ترین وزارتخانه ها در بودجه جاری کشور قرار دارد و این رشد بی رویه و غیر ضروری از نظر اماکن کم بازده و پرسنل فراوان غیر قابل تحمل شده و با سیاست تصدیگری از وظایف اصلی خود باز مانده باشد. بهنظر می رسد سنگین ترین عایله دولت پس از آموزش و پرورش در این وزارتخانه باشد.
الف)
وظیفه اصلی این وزارتخانه نظارت بر تحقق و حفظ سلامت مردم است که قسمت عمده آن تعامل و همکاری با سایر سازمانها و وزارتخانه ها که با تغذیه و سبک زندگی مردم است می باشد و بنظر میرسد وزیر محترم در این جهت کارهای بر زمین مانده زیادی داشته باشد از جمله همکاری با وزارت صنعت و معدن با تولیدات خودروهای خطرساز، همکاری با اداره استاندارد و سازمان محیط زیست برای سالم سازی محیط زیست و وزارت جهاد کشاورزی برای تولید غذای سالم و .....
وظیفه اصلی این وزارتخانه نظارت بر تحقق و حفظ سلامت مردم است که قسمت عمده آن تعامل و همکاری با سایر سازمانها و وزارتخانه ها که با تغذیه و سبک زندگی مردم است می باشد و بنظر میرسد وزیر محترم در این جهت کارهای بر زمین مانده زیادی داشته باشد از جمله همکاری با وزارت صنعت و معدن با تولیدات خودروهای خطرساز، همکاری با اداره استاندارد و سازمان محیط زیست برای سالم سازی محیط زیست و وزارت جهاد کشاورزی برای تولید غذای سالم و .....
وظیفه اصلی دوم آموزش و پژوهش در زمینه علوم پزشکی است که در سالهای اخیر بشدت تحت سایه درمان قرار گرفته و بسیار ضعیف و نابسامان و به حاشیه رانده شده و فقط در حد رفع تکلیف انجام و با وجود کمیت بالا به شدت از نظر کیفی افت نموده است و نیاز به باز نگری جدی دارد.
وظیفه سوم توسعه بهداشت و افزایش سواد بهداشتی و ترویج سبک زندگی صحیح و پیشگیری از شیوع بیماریهای عمده شامل چاقی دیابت بیماریهای قلبی عروقی فشار خون و سوانح و حوادث است که هزینه زیادی برای عموم مردم و بیمه ها و بودجه عمومی وارد می کند لذا این حوزه نیز نیازمند توجه شدید است.
وظیفه چهارم و آخرین و کم اهمیت ترین وظیفه بحث تصدی درمان است که به شدت باعث درگیر شدن دولت و بزرگی وزارت و رشد ناموزون و عایله مندی دولت شده است.
ب)
وزیر محترم چنانچه طالب تغییر است و به واقع می خواهد اصلاحات وسیعی در این وزارتخانه ایجاد کند و بیمه ها را از ورشکستگی برهاند و دولت را کوچک کند باید با اصلاح سیاستها در این بخشها اقدامات گسترده ای انجام دهند.
وزیر محترم چنانچه طالب تغییر است و به واقع می خواهد اصلاحات وسیعی در این وزارتخانه ایجاد کند و بیمه ها را از ورشکستگی برهاند و دولت را کوچک کند باید با اصلاح سیاستها در این بخشها اقدامات گسترده ای انجام دهند.
۱-در بعد نظارت بر درمان وزارت محترم باید با هماهنگی با نظام پزشکی و انجمنهای علمی پزشکی و البته ایجاد جو تفاهم و از بین بردن کدورتها و ایجاد اعتماد از دست رفته وظیفه نظارتی را انجام دهد.
آنچه الان در جریان است با جو پلیسی و امنیتی و تهدید و ارعاب و استفاده از پلمب و تعزیرات و دادگاه و سامانه ۱۶۹۰ و .... و رو در رو قرار گرفتن ناظر و خدمت گیرنده با خدمت دهنده راه به جایی نمی برد و روز به روز بین عامل سیاستگزاری یا ناظر و عامل اجرا یا خدمت دهنده و خدمت بگیر یا مردم فاصله بیشتر می شود و هر کدام سعی می کند در تقویت و ابداع راههای تقابل و مچ گیری از یک طرف و راههای فرار و ابداع راههای جدید برای رسیدن به خواسته های مشروع و نا مشروع خود از طرف دیگر تلاش نماید که این هر دو باعث تحمیل هزینه و خسارات لازم به سلامت کشور و امنیت شغلی در زمینه سلامت خواهد بود و ادامه این وضع در بخش دولتی خلافها را زیرزمینی تر و روشهای نوین برای خلافها و فرار از سیستم کنترل و نطارت را بیشتر و در بخش خصوصی منجربه تعطیلی و بخشیدن عطا به لقا خواهد گردید.
۲-در مورد آموزش و پژوهش کوتاهی زیادی در چند سال اخیر صورت گرفته و اساتید ورزیدنتهای تخصصی و فوق تخصصی با سرگرم شدن به درمان به علت هجوم مردم به بخش دولتی از طرفی و رسیدن اعضای هیئت علمی به درآمد بیشتر از طرف دیگر از وظیفه اصلی که آموزش و پژوهش واقعی است، باز مانده اند. لذا باید به منظور ارتقا کیفی آموزش و پژوهش واقعی از یک طرف اجبار به درمان همه مراجعین را از بیمارستانهای آموزشی برداشته و از طرفی دریافتی اساتید به حدی افزایش یابد که به تعداد بیماران ویزیت شده یا تعداد جراحی و خدمات انجام شده وابسته نباشد و در این مراکز آموزش و پژوهش هدف اول باشد و درمان در خدمت آموزش و پژوهش کیفی باشد و نه در اهمیت بعد یا در سایه درمان قرار گیرد.
لذا در ساختار استخدام اعضای هیئت علمی و پرداخت به آنان و نحوه جذب بیمار در این مراکز باید تحول اساسی صورت گیرد البته در این مورد طرحهای اساسی مد نظر است که در نوشتاری جداگانه اعلام خواهد شد.
۳-در زمینه بهداشت و پیشگیری و آموزش عمومی مردم همکاری با آموزش و پرورش و رسانه ها و مخصوصا استفاده از رسانه ملی و رسانه های نوشتاری به عنوان ترویج صحیح زندگی سالم و آرامش روانی مردم با استفاده و هم فکری کارشناسان مختلف و تلفیق علم طب و علوم اجتماعی و هنر هنرمندان لا زم است و توصیه می شود رسانه محترم ملی و سایر رسانه ها در راستای رسالت واقعی خود که منفعت عموم مردم در آن نهفته است.
از ترویج خشونت و تاکید بر اخبار استرس زا و ایجاد تفرقه بین اقشار مختلف مردم دست بردارد و بجای در اختیار قرار دادن رسانه در اختیار مبلغین مواد غذایی ناسالم و مروجین طب هایی که سلامت مردم را بازیچه خود قرار داده اند راه درست زندگی کردن و پیشگیری و مراجعه صحیح جهت تشخیص به موقع بیماری با استفاده از مشاورین و نویسندگان و کارشناسان را ترویج دهند
۴- در بحث درمان که در واقع گسترش بی رویه دولت در آن صورت گرفته و بسیاری از مشکلات را باعث گردیده است موارد ذیل قابل توصیه است.
توجه وزارت به سرمایه گزاری در درمان اقشار آسیب پذیر و مناطق محروم با استفاده و هدایت یارانه ها.
توجه ویژه به درمان در حوادث و تروما و سوانح و بیماران اورژانس و تکمیل اورژانس پیش بیمارستانی و اورژانس کلیه مراکز دولتی و خصوصی و سهولت دسترسی عموم مردم در این گونه موارد به پیشرفته ترین اقدامات تشخیصی و درمانی در کوتاه ترین زمان ممکن.
کاهش تصدی گری درمان الکتیو مخصوصا در مراکز آموزشی و در نتیجه آزاد سازی وقت اساتید و رزیدنتها و دانشجویان برای آموزش درست و کلاسیک و پژوهش واقعی.
واگذاری درمان الکتیو مخصوصا در شهرهای بزرگ به بخش خصوصی و بیمارستانهای عمومی و غیر آموزشی با ترویج بیمه های خصوصی و هدفمند کردن و هدایت منابع عمومی در بیمه های پایه به درمانهای ضروری.
احیاء نیروهای توانمند افسرده و نا امید و سرخورده تخصصی در شهرستانها با حمایت های مختلف و تقویت سرمایه اجتماعی در جهت تلاش و همیاری با برگرداندن اعتماد از دست رفته و ایجاد اعتماد متقابل و رفع تنگناها و خلف وعده به نیروهای طرحی و طرح پرداخت ماهیانه کارانه در پایان همان ماه در شهرهای فاقد بیمارستان خصوصی.
ایجاد حس اتحاد و هم گرایی جهت رفع کدورتها و اختلافات مختلف که در گروههای مختلف در سالهای گذشته ایجاد شد با استفاده و دعوت از انجمن های علمی تخصصی و تقسیم وظایف با تفاهم و پذیرش هم پوشانی ها در حدی که به انجام کار علمی آسیبی وارد نشود و در این مورد تصمیم شفاف و عملی با مشارکت سه جانبه گروههای آموزشی انجمنهای علمی و نظام پزشکی گرفته شود.
افزایش اعتماد بین مردم و پزشکان با سیاستهای رسانهای صحیح و واقعی و مقابله با تبلیغات عوام فریب و غیر واقعی.
بازگرداندن جایگاه پزشکان عمومی در بین مردم و حمایت اقتصادی آنان با به راه انداختن صحیح طرح ارجاع و پزشک خانواده و دسترسی اسان به آموزشهای تکمیلی پس از فارغ التحصیل شدن.
مقابله با تخصص و فوق تخصص گرایی و محدود کردن دسترسی به متخصصین و فوق تخصص ها با افزایش تعرفه و نزدیک کردن تعرفه ها به واقعیت.
دست برداشتن از ویزیتهای کمتر از پول ساندویچ و بی اعتباری خدمات پزشکی که نتیجه واضح ان ترویج فرهنگ مصرف گرایی و تشویق به خدمات القایی است.
محدود کردن کلینیکهای ویژه به منظور جلوگیری از خدمات القایی و ارزان فروشی خدمات که خود بخود بار تحمیلی به بیمه ها را افزایش داده و منجر به ورشکستگی بیمه ها گردیده است.
واگذاری بسیاری از بیمارستانها به بخش خصوصی و کم کردن بار استخدام پرسنل دولتی.
واگذاری توریسم سلامت و نظارت و حمایت بخش خصوصی جهت افزایش اعتماد توریست سلامت و تقویت بخش خصوصی که در سالهای اخیر به ورطه ورشکستگی رسیده است.
استفاده از نظرات مشورت کارشناسانه انجمنهای علمی تخصصی و نظام پزشکی به عنوان دو بازوی فکری و اجرایی در همه زمینههای نظارتی و سیاستگزاری.
توسعه و حمایت از بخش خصوصی با ترویج بیمه های خصوصی واقعی و در نتیجه مشارکت مردم بویژه در مناطق و شهرهای برخوردار به منظور کاهش بار بر بودجه عمومی و بیمه های پایه.
تشویق و پشتیبانی بخش خصوصی در راه اندازی مراکز خصوصی درمانی در شهرها و مناطق کم برخوردار.
تشویق و حمایت از پزشکان در مناطق محروم با هر طریق ممکن برای افزایش ماندگاری آنان در این مناطق.
باشد تا ان شاالله با همت وزیر محترم و عملی شدن قولهای ایشان وزارت بهداشت از بنگاهداری رهایی یافته و سبکبال و چالاک به امر سیاستگزاری و هدایت سلامت سوق پیدا کند و با همت و همکاری سیاستگزار و خدمتگزار وبا هماهنگی نظام پزشکی جامعه به ایده الهای سلامت دست یابد.
پایان پیام/
نظر خود را بنویسید