همت، چارهساز است
میتوان نشست و هیچ حرکتی نکرد تا سیلاب رفته رفته قویتر همه هستی را ببرد، یا میتوان برخاست و با اتحاد، دست به دست هم داد و سیلبندی مستحکم در برابر سیل برپا کرد...

پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)؛
ذره را تا نبود همت عالی، حافظ
طالب چشمه خورشید درخشان نشود
روی سخنم این بار نه با مسئولینِ خود به خواب زده که با دوستان و همکاران به خواب رفته است.
گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود
رندی آموز و کرم کن که نه چندان هنر است
حیوانی که ننوشد می و انسان نشود
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض
ور نه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود
اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش
که به تلبیس و حیل دیو مسلمان نشود
عشق میورزم و امید که این فن شریف
چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود
ذره را تا نبود همت عالی حافظ
طالب چشمه خورشید درخشان نشود
با فریاد باید سخن گفت تا بلکه بتوان برخی را ازاین رخوت طولانی مدت اندک اندک رهانید. گویند خفته را خفته کی کند بیدار، پس برای شکستن این تسلسل باطل لازم است حداقل یک نفر را بیدار کرد تا او نفر بعد را و آن بعدی، نفر بعدی را و بر همین سیاق تا بلکه بشود از جمع کثیری در خواب مانده یا در خواب نگه داشته شده، تعدادی همراهِ پای کار که از سختی راه نهراسند و از تلخی شنیدهها مکدر نشوند و از خود به نادانی زدن برخی مسئولین جا نخورند و بر صلاح خود مصرّ باشند و بر مصلحت خود دقیق و بر حق خود پای بفشارند، یافت که قابل اتکا باشند و ثابت قدم و یکی مرد جنگیشان به از صدهزار سیاهی لشکر باشد .
دوستان، فهمیدن اینکه برخی از حضرات کارنابلد در به فنا دادن سرمایه ملت استادند، کار سختی نیست؛ چرا که تصمیمات یکشبه گاه مال مردم را به ثلث بدل میکند و گاه شیره جانشان را، سرمایه و هستی معنویشان را.
بهراستی مردم بیشتر از بنزین و شبکه حمل و نقل عمومی و قوت روزانه و پراید استفاده میکنند یا از خدمات پزشکی؟ با گران شدن کدام بیشتر به زحمت میافتند و توانشان تحلیل میرود؟
چرا احدی از نمایندگان یا مسئولین برای گران شدن گوشت و هزینههای روزانه و پراید و دیگر خودروها، حنجره نمیدرد اما برای سرمایه عمر پزشکان، شمشیر همه از نیام بیرون میآید و عیان هل من مبارز میطلبند و حوالت به تعزیرات و دادستان و ... میدهند؟
جواب معلوم است؛ هیچکس از آنان در رخوت قاطبه همکاران شکی ندارد و در بدبینانهترین حالت، از ۱۳۰ هزار نفر، یکصد نفر را پای کار میبیند.
از شما میپرسم عالیترین مقام صنفی شما، رای به صندوق ریخته چند درصد از شما را دارد؟ ۲۰ درصد؟ ۱۰ درصد؟ یا پنج درصد؟ پاسخ به این سوال، برای عاقلان صنفی کفایت میکند تا بفهمند ریشه مشکلات در رخوت و عدم حضور اعضاست. میتوان نشست و هیچ حرکتی نکرد تا سیلاب رفته رفته قویتر همه هستی را ببرد، یا میتوان برخاست و با اتحاد، دست به دست هم داد و سیلبندی مستحکم در برابر سیل برپا کرد.
انتخاب با شماست. چه گزینه اول را برگزینید و چه دوم، خلایق، هرچه لایق .اما پیش از انتخاب اول به پاسخ یک سوال فکر کنید که اگر فرزندتان، همسرتان، رفیق غیرپزشکتان از شما بپرسد در قبال جوانی از دست رفته خود چه به دست آوردهاید یا برای حراست از زحمات جوانی خود، کشیکهای طاقتفرسای شبانهروزی، شب نخوابیدنها، امتحانات علوم پایه و پره انترنی و تخصصی را پشت سر گذاشتنها، برای حفظ سرمایه عمر خود و مقابله با برباد رفتن آن همه زحمت چه کردهاید؟ چه جوابی دارید؟
اگر قصد کمک به خود و سایر همکاران خود را دارید، اولین قدمها بسیار راحت است، حتی نیاز به خروج از شهر و دیار ندارد.
دو متن بسیار خوب و راهگشا در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود که شرکت در امضای آن کمک بسیار مهمی به احقاق حق شماست.
مطلب اول خطاب به رئیس نظام پزشکی کشور است در خصوص اجرای ماده 66 آئین دادرسی کیفری برای تسهیل در امور انتظامی و کمیسیونها (اجرای قانون نظام پزشکی)
و مطلب دوم در خصوص طرح شکایت در دیوان عدالت اداری بر علیه تعرفه غیرواقعی ۹۸.
گوی و میدان دست شماست. امضا کردن به معنای رسیدن به هدف نیست؛ اما دلیلی است بر بیداری و فرار از رخوت.
شمشیر من همین شعر است، پرکارتر ز هر شمشیر
با این سلاحِ شیرین کار، خون ریختن نمیخواهم
جز حق نمیتوانم گفت، گر سر بریدنم باید
سر پیش می نهم وز مرگ، پرهیختن نمیخواهم
به امید تحرکی بایسته در بین همکاران
پایان پیام/
نظر خود را بنویسید