تقابل سفارشی صداوسیما با پزشکان کشور برای چیست؟
لودگی، دلقکبازی، دروغ و تمسخر و بازی با آبروی مردم و تخریب اشخاص و صنوف توسط چند مجری جلف و سبک و یا کارشناسهای سفارشی هارواردی تحت عنوان کارشناس مسائل مهم جامعه یا کارشناسهایی که برای هر ساعت میلیونها تومان پول پرداخت کرده و به جای بیان واقعیتهای علمی، به تبلیغ و تجارت میپردازند، به ابزاری برای جلب مخاطب تبدیل شده و این همان صداوسیمایی است که قرار بوده دانشگاه باشد؛ دانشگاهی عمومی و فرهنگساز و الگو...

پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)؛
چهل سال از انقلاب ۵۷ گذشت و وارد دهه پنجم انقلاب شدهایم؛
پرده اول
خاطرات رادیو و تلویزیونی آن روزها را متولدین دهه چهل و پنجاه و شصت به خوبی به یاد دارند که چطور جلو تلویزیونهای سیاه و سفید و صندوقهایی چوبی بزرگ بنام تلویزیون میخکوب میشدند و چقدر برنامهریزی دقیق میکردند که قبل از شروع برنامههای همان دو سه شبکه، نفسها را در سینه حبس کنند تا دقیقهای از آن را از دست ندهند. نه از جلفبازی خبری بود، نه از دلقکبازی و لودهگری و نه کسی مورد طعن و تمسخر قرار میگرفت.
اما الان احتمالاً شما نیز در زمره کسانی قرار دارید که به هنگام پخش تبلیغات تلویزیونی از چیتوز موتوری یا اخبار متناقض و تکراری از اوضاع به سامان و پیشرفتهای چشمگیر کشور در همه زمینهها از جمله بهبود شرایط اقتصادی و به هم ریختگی اوضاع اقتصادی اجتماعی و بیداد فقر و فلاکت در خارج از مرزها یا سر در گوشی کرده و مشغول وبگردی میشوید، یا آن که از جای برمیخیزید و به سمت اتاق خواب میروید و یا آن که کانال را عوض میکنید و ترجیح میدهید اخبار شبکههای بیبیسی یا .... را گوش کنید.
فراتر از این هم هست. اصلاً شما آخرین بار کِی تلویزیون تماشا کردهاید؟ احتمالاً آخرین مورد یک رویداد ورزشی بزرگ بوده است. چند درصد مردم در شرایط عادی به برنامههای آن توجه میکنند و چقدر به آنها اعتماد دارند؟
لودگی، دلقکبازی، دروغ و تمسخر و بازی با آبروی مردم و تخریب اشخاص و صنوف توسط چند مجری جلف و سبک و یا کارشناسهای سفارشی هارواردی تحت عنوان کارشناس مسائل مهم جامعه یا کارشناسهایی که برای هر ساعت میلیونها تومان پول پرداخت کرده و به جای بیان واقعیتهای علمی، به تبلیغ و تجارت میپردازند، به ابزاری برای جلب مخاطب تبدیل شده است.
و این همان صداوسیمایی است که صدها برابر آن زمان هزینه روی دست مردم گذاشته و شبکههای بیشمار تلویزیونی و رادیویی درون و برون مرزی راه انداخته و میلیاردها تومان صرف ساخت برنامههای بیخاصیت مینماید.
به حساب قرار بوده دانشگاه باشد؛ دانشگاهی عمومی و فرهنگساز و الگو.
اما کجاست آن دانشگاه فرهنگساز؟
واحدهایی که در این دانشگاه ارائه میشود، چیست؟
فارغالتحصیلان این دانشگاه و محصول و برآیند این همه هزینه کو و کجاست؟ اساتید این دانشگاه چه کسانی هستند؟
پرده دوم
احتمالا سالهای دهه شصت یاد خیلیها هست. پزشکان هندی و بنگلادشی در سرتاسر کشور.
از تهران که خارج میشدید؛ دیگر بعید بود به پزشک ایرانی دسترسی پیدا کنید. چه هزینهای صرف میشد و نتیجه کار چه بود و اوضاع درمان چگونه بود؟! چه تعداد از بیماران برای درمان نیاز به اعزام به خارج از کشور داشتند؟! خبر از جراحی قلب و پیوند بود؟؟ بیماریهای عفونی با مردم چه میکرد؟؟
از دهه دوم انقلاب اما چه دگرگونی صورت گرفت و چگونه با سرعت خیرهکنندهای چهره بهداشت و درمان و آموزش پزشکی دگرگون شد.
پیشرفت علم و مهارت و آموزش پزشکی نسبت به سایر کشورهای همسایه و نسبت به سایر صنایع و خدمات در کشور چگونه بود؟
امروز چه تعداد عمل جراحی قلب و چه تعداد پیوند قلب و کبد و کلیه در کشور انجام میشود؟ رتبه کشور و جایگاه ما از نظر علم و مهارت پزشکی در منطقه و جهان کجاست؟
پزشکان ایرانی در کشورهای دیگر چه جایگاهی دارند؟
امروز کشور ما برای درمان نه تنها نیازی به خارج از کشور ندارد که خود محل صدور خدمات پزشکی در منطقه است و خدمات پزشکی ایران در جهان قابل قبول و اطمینان است.
اهل قضاوت کلاه خود را قاضی کنند.
تقابل سفارشی صداوسیما با پزشکان کشور برای چیست؟!
پنجم خرداد ۹۸
پایان پیام/
نظر خود را بنویسید