انتخابات نظام پزشکی
من در سال ۹۶ از حوزه تهران کاندیدای سازمان بودم. زمانی که تقریبا تمام اساسنامه را از حفظ بوده، پس از صرف زمان قابل اعتنا و بارها جستجو و بالا و پایین کردن، بندهایی از اساسنامه را پیدا کرده بودم که به نظر خودم از نظر مغفول مانده بود و از نظر صنفی جای کار بالقوهی زیادی برای پیشبرد امور صنفی داشت. برای طبقهبندی بهتر، همه این موارد زیر هشت عنوان کلی تقسیم شد. مواردی که موضوعاتی مثل وضعیت پزشکان عمومی، وضعیت دستیاران، وضعیت سلامت در جامعه پزشکی، آموزش مداوم و... را در بر میگرفت...

دوستان و همکاران عزیز و بزرگواری به لطف از من برای کاندیدا شدن در انتخابات نظام پزشکی امسال به عنوان تنها پارلمان پزشکان، منشا اثر تصمیمات صنفی و...(تعابیر این دوستان از سازمان) دعوت کردهاند.
من در سال ۹۶ از حوزه تهران کاندیدای سازمان بودم. زمانی که تقریبا تمام اساسنامه را از حفظ بوده، پس از صرف زمان قابل اعتنا و بارها جستجو و بالا و پایین کردن، بندهایی از اساسنامه را پیدا کرده بودم که به نظر خودم از نظر مغفول مانده بود و از نظر صنفی جای کار بالقوهی زیادی برای پیشبرد امور صنفی داشت. برای طبقهبندی بهتر، همه این موارد زیر هشت عنوان کلی تقسیم شد.
مواردی که موضوعاتی مثل وضعیت پزشکان عمومی، وضعیت دستیاران، وضعیت سلامت در جامعه پزشکی، آموزش مداوم و... را در بر میگرفت. این عناوین همراه با مادهها و تبصرههای شاهد در اساسنامه به علاوه مجموعهی یادداشتهای تحلیلی که راجع به هر عنوان نوشته بودم جمع آوری شد و همین برنامه انتخاباتی من شد که هم به صورت مکتوب و هم صوتی ریلیز و در اختیار همکاران قرار گرفت.
پس از آن انتخابات عجیب و ابطال انتخابات الکترونیک در بعداز ظهر روز انتخابات! (علیرغم آنهمه وعده و وعید حتمی بودن انتخابات الکترونیک و ادعای ثبت نام هزاران نفر برای رای دادن از این طریق در بالاترین دایره اجرایی) محروم شدن تعداد زیادی از افراد از حق اولیه رای دادن در انتخابات نظامپزشکی و بالطبع پایمال شدن حقوق کاندیداها اتفاق افتاد.
پس از آن بود که در کنار برخی دوستان تمام سعی و تلاشم را انجام دادم تا این حق ابتدایی پایمال شده بازگردانده شود. برخی از منتخبین آرای حضوری استعفای اعتراضی انجام دادند و نام خود را در فعالیتهای صنفی جاودانه کردند. اما متاسفانه هر چه سعی و تلاش گردید (بسیاری دوستان انصافا بیش از من) هیچ نتیجهای حاصل نشد و این حق تضییع شده هرگز بازنگشت.
من از زمانی صحبت میکنم که پروفایلهای همکارانم به «این سازمان خانه من نیست» تغییر میکرد. آنزمان بود که روبروی آینه نشستم و نقش کژ را انکار ننموده، صریح با خود روبرو شدم؛
من که نتوانسته بودم موضوعی به این وضوح و بدوی را در چارچوب سازمانی که آن را منشاءاثر انجام اقدامات جدی واقعی برای صنف میدیدم، جبران کرده و حق را به حقدار -اعم از خودم و دیگران- برسانم، به فرض انتخاب در انتخاباتی بدون خدشه، آیا قادر به انجام قطرهای از دریای چیزهایی میشدم که به عنوان موارد بالقوه مد نظرم بوده، برایش برنامه نوشته بودم؟
آن وقت بود که دریافتم شاید بالفعل نشدن این موارد بالقوه در این سالها نه به خاطر پیجویی نکردن نمایندگان واقعی، که به خاطر ساختار سازمان است که در فضای واقعی و در رئالیتی اجازه هیچ تغییر واقعی و بنیادی در جهت منافع اکثریت صنفر را در خود و سازمان دیوانسالارانهاش نمیدهد و نهایتا نقش یکی از ادارات زیرمجموعه وزارت بهداشت را میتواند بر عهده بگیرد؛ مثل تنظیم برنامه واکسیناسیون کادر پزشکی یا اعطای مجوز مطب که هر چند خصوصا اولی اقدام خدماتی بسیار مطلوبی است اما قدرت خود را نه از سازمان و رای اعضا که از تفویض اختیار وزارت بهداشت دریافت کرده است و خود توان مانور و تغییری در آن را ندارد.
بدین صورت است که برای پیدا کردن دلیل و بهانه برای کاندیداتوری سعی کردم از مصادره به مطلوب و توجیه امور تا حد توان پرهیز کنم .
بنابراین کاندیدا شدن مجدد با توجه به این باور قلبی و ذهنی که به آن رسیدهام را صرفا قدمی در جهت پرزنت کردن و شناختهشدن میدانم که خوشبختانه به قدر فعالیت صنفی کم و بیشی که در طی این سالها انجام دادهام مورد لطف و وثوق همکارانم بوده و کمبودی از این باب ندارم.
بنابراین ضمن تشكر از لطف و عنايت همه دوستان و همکاران گرانقدر، به عنوان یک تصمیم شخصی در انتخابات نظام پزشکی پیش رو نه به عنوان کاندیدا و نه رای دهنده شرکت نخواهم کرد .
از صمیم قلب آرزوی موفقیت برای کسانی را دارم که فکر میکنند با نماینده نظام پزشکی شدن احتمال گشودن واقعی گرهی صنفی توسط آنان وجود دارد.
۱۴۰۰/۰۳/۰۲
من در سال ۹۶ از حوزه تهران کاندیدای سازمان بودم. زمانی که تقریبا تمام اساسنامه را از حفظ بوده، پس از صرف زمان قابل اعتنا و بارها جستجو و بالا و پایین کردن، بندهایی از اساسنامه را پیدا کرده بودم که به نظر خودم از نظر مغفول مانده بود و از نظر صنفی جای کار بالقوهی زیادی برای پیشبرد امور صنفی داشت. برای طبقهبندی بهتر، همه این موارد زیر هشت عنوان کلی تقسیم شد.
مواردی که موضوعاتی مثل وضعیت پزشکان عمومی، وضعیت دستیاران، وضعیت سلامت در جامعه پزشکی، آموزش مداوم و... را در بر میگرفت. این عناوین همراه با مادهها و تبصرههای شاهد در اساسنامه به علاوه مجموعهی یادداشتهای تحلیلی که راجع به هر عنوان نوشته بودم جمع آوری شد و همین برنامه انتخاباتی من شد که هم به صورت مکتوب و هم صوتی ریلیز و در اختیار همکاران قرار گرفت.
پس از آن انتخابات عجیب و ابطال انتخابات الکترونیک در بعداز ظهر روز انتخابات! (علیرغم آنهمه وعده و وعید حتمی بودن انتخابات الکترونیک و ادعای ثبت نام هزاران نفر برای رای دادن از این طریق در بالاترین دایره اجرایی) محروم شدن تعداد زیادی از افراد از حق اولیه رای دادن در انتخابات نظامپزشکی و بالطبع پایمال شدن حقوق کاندیداها اتفاق افتاد.
پس از آن بود که در کنار برخی دوستان تمام سعی و تلاشم را انجام دادم تا این حق ابتدایی پایمال شده بازگردانده شود. برخی از منتخبین آرای حضوری استعفای اعتراضی انجام دادند و نام خود را در فعالیتهای صنفی جاودانه کردند. اما متاسفانه هر چه سعی و تلاش گردید (بسیاری دوستان انصافا بیش از من) هیچ نتیجهای حاصل نشد و این حق تضییع شده هرگز بازنگشت.
من از زمانی صحبت میکنم که پروفایلهای همکارانم به «این سازمان خانه من نیست» تغییر میکرد. آنزمان بود که روبروی آینه نشستم و نقش کژ را انکار ننموده، صریح با خود روبرو شدم؛
من که نتوانسته بودم موضوعی به این وضوح و بدوی را در چارچوب سازمانی که آن را منشاءاثر انجام اقدامات جدی واقعی برای صنف میدیدم، جبران کرده و حق را به حقدار -اعم از خودم و دیگران- برسانم، به فرض انتخاب در انتخاباتی بدون خدشه، آیا قادر به انجام قطرهای از دریای چیزهایی میشدم که به عنوان موارد بالقوه مد نظرم بوده، برایش برنامه نوشته بودم؟
آن وقت بود که دریافتم شاید بالفعل نشدن این موارد بالقوه در این سالها نه به خاطر پیجویی نکردن نمایندگان واقعی، که به خاطر ساختار سازمان است که در فضای واقعی و در رئالیتی اجازه هیچ تغییر واقعی و بنیادی در جهت منافع اکثریت صنفر را در خود و سازمان دیوانسالارانهاش نمیدهد و نهایتا نقش یکی از ادارات زیرمجموعه وزارت بهداشت را میتواند بر عهده بگیرد؛ مثل تنظیم برنامه واکسیناسیون کادر پزشکی یا اعطای مجوز مطب که هر چند خصوصا اولی اقدام خدماتی بسیار مطلوبی است اما قدرت خود را نه از سازمان و رای اعضا که از تفویض اختیار وزارت بهداشت دریافت کرده است و خود توان مانور و تغییری در آن را ندارد.
بدین صورت است که برای پیدا کردن دلیل و بهانه برای کاندیداتوری سعی کردم از مصادره به مطلوب و توجیه امور تا حد توان پرهیز کنم .
بنابراین کاندیدا شدن مجدد با توجه به این باور قلبی و ذهنی که به آن رسیدهام را صرفا قدمی در جهت پرزنت کردن و شناختهشدن میدانم که خوشبختانه به قدر فعالیت صنفی کم و بیشی که در طی این سالها انجام دادهام مورد لطف و وثوق همکارانم بوده و کمبودی از این باب ندارم.
بنابراین ضمن تشكر از لطف و عنايت همه دوستان و همکاران گرانقدر، به عنوان یک تصمیم شخصی در انتخابات نظام پزشکی پیش رو نه به عنوان کاندیدا و نه رای دهنده شرکت نخواهم کرد .
از صمیم قلب آرزوی موفقیت برای کسانی را دارم که فکر میکنند با نماینده نظام پزشکی شدن احتمال گشودن واقعی گرهی صنفی توسط آنان وجود دارد.
۱۴۰۰/۰۳/۰۲
پایان پیام/
https://www.pezeshkanoghanoon.ir/p/Lvk9