جناب وزیر! کمی تامل
وزیر بهداشت :«متاسفانه دانش آموختگان ما به بیمار به عنوان وسیله نگاه میکنند» جناب وزیر! مطمئنم شما معتقد هستید که عیب برادر مومن را در انظار جار نمیزنند و اگر کمی در جمله خود دقت کنید، به هزاران نفر تهمت روا داشتهاید و یقینا قبول دارید که ما دانشآموختگان بسیار مومن و خدمتگزار و مورد احترام مردم هم داریم که به مردم همچنین نگاهی ندارند...

پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)؛
وزیر بهداشت :«متاسفانه دانش آموختگان ما به بیمار به عنوان وسیله نگاه میکنند»
جناب وزیر من به عنوان یک دانشآموخته شما، دارای دهها عیب هستم و کاملا هم انتقادپذیر. ممنونم از اینکه شما این عیب را در من یافتید و تذکر دادید. اما در مقابل، به عنوان یک پژوهشگر چند سوال از شما دارم.
اول بر اساس کدام طرح پژوهشی به این نتیجه کامل و جامع و قاطع رسیدید؟
دوم جنابعالی دانشآموخته کجا هستید؟ آیا شما هم به قول خودتان از همین دانشآموختگان هستید و این ایراد شامل حال شما هم میشود یا شما با دیگران فرق دارید؟
سوم آیا دانش آموختههای دیگران این عیب را ندارند؟ یعنی دانشآموختههای دیگران که در وطن ما شاغل هستند، همه به مردم نگاه درست و انسانی و غیرابزاری دارند؟
چهارم دانشآموختههای ما که به کشورهای دیگر رفتهاند، چطور اگر نگاه آنها هم به انسانها ابزاری است، در کشورهای دیگر اغلب موفق و سرآمد و مورد تکریم هستند؟
پنجم، واقعا هدف شما از بیان این سخن چیست؟ «اصلاح» یا «تهدید و سرکوب»؟ البته ما به تهدید و سرکوب و سرکوفت و تاختن و هجمههای فراوان و رنگارنگ سالهاست عادت کردهایم و گوش ما از این حرفها پر است. هرکس آمد چند روزی چند ناسزا و توهین به ما نثار کرد و پلکانی ساخت و در مراتب بالاتر قرار گرفت و نوبت به بعدی رسید. اما تا جایی که وصف حال جنابعالی را شنیده بودم، شما فردی معتقد به اصول و مبانی اخلاق هستید و هنوز هم بر این اعتقاد هستم و مطمئنم شما هم معتقد هستید که عیب برادر مومن را در انظار جار نمیزنند و اگر کمی در این جمله دقت کنید، به هزاران نفر تهمت روا داشتهاید و یقینا قبول دارید که ما دانشآموختگان بسیار مومن و خدمتگزار و مورد احترام مردم هم داریم که به مردم همچنین نگاهی ندارند.
تا جایی که من میدانم نصیحت به قصد اصلاح را در خلوت میکنند نه پشت تریبون؛ و به قول قدیمیترها که با خلوصتر بودند، مثل مادربزرگم هروقت یک عیبی را میخواست گوشزد کند، میگفت: «بلا نسبت جمع!» حالا شاید چند نفری هم در آن جمع مدنظرش برای نصیحت بود و مصداق هم داشت اما این کلمه بلانسبت بزرگترها، خیلی بار تربیتی و اخلاقی داشت.
با نگاهی به سیره معصومین درمییابیم که آن بزرگواران در مواردی که در رأس حکومت قرار گرفتهاند، با حساسیتی فراوان نسبت به این مهم رفتار کردهاند. از باب نمونه، بخشهایی از توصیههای امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به مالک اشتر در هنگام اعطای ولایت مصر، خدمتتان تقدیم میشود:
«مهربانى و محبت و لطف به رعیّت را شعار قلب خود قرار ده، بر رعیّت همچون حیوان درنده مباش که خوردن آنان را غنیمت دانى، که رعیّت بر دو گروهند: یا برادر دینى تواند، یا انسانهایى مانند تو، پس اگر گناهى از آنان سر میزند یا مشکلاتی بر آنان عارض میگردد، یا خواسته و ناخواسته، اشتباهى مرتکب مىشوند، آنان را ببخشاى و بر آنها آسانگیر، آنگونه که دوست دارى خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد؛ چرا که تو از نظر قدرت برتر از آنانى، و آن که بر تو ولایت دارد بالاتر از تو میباشد، و خداوند برتر از آن کسى که تو را والى نموده. خداوند کفایت امور رعیّت را از تو خواسته، و به خاطر آنان تو را در عرصه آزمایش قرار داده.
خود را در موقف جنگ با خدا قرار مده، که تو را تحمّل کیفر او نیست، و از عفو و رحمتش بینیاز نمیباشى. از گذشتى که از مردم کردهاى پشیمان مشو، و بر کیفرى که دادهاى شاد مباش، و به خشمى که راه بیرون رفتن از آن وجود دارد شتاب مکن، و فریاد مزن که من بر شما گمارده شدهام، فرمان میدهم باید اطاعت شوم؛ که این وضع موجب فساد دل، و کاهش و ضعف دین، و باعث نزدیک شدن زوال قدرت است.
... خدا و مردم را از جانب خود و خواص از خاندانت و کسانى از رعیّتت که به او علاقه دارى انصاف ده، که اگر انصاف ندهى ستم کردهاى، و هر که به بندگان خدا ستم کند خداوند به جاى بندگان ستمدیده خصم او می باشد، و هر که خداوند خصم او باشد عذرش را باطل کند، و شخص ستمکار محارب با خداست تا وقتى که از آن مَنصب عزل شود و یا توبه کند.
چیزى در تغییر نعمت خدا و سرعت دادن به عقوبت او، قویتر از ستمکارى نیست، که خداوند شنواى دعاى ستمدیدگان و در کمین ستمکاران است.»
در نگاه مردم، مسئولین در هر حکومت، قشری فرهیخته و الگو برای جامعه بوده و افرادی والااندیش هستند. بدیهی است که چنین انسانهایی میبایست همواره شکوه و بزرگی خداوند را در نظر داشته و خود را در محضر او ببینند و سیره پیشوایان معصوم (علیهم السلام) را سرلوحه کار خویش قرار دهند.
دیگر حرفی ندارم و جنابعالی را به تفکر و بازخوانی فرمایش خودتان توصیه میکنم و میخواهم با خود اندیشه کنید با توجه به این جمله چقدر نیت اصلاح داشتید و چگونه آن را با توصیههای معصومین (ع) منطبق میدانید.
پایان پیام/
https://www.pezeshkanoghanoon.ir/p/R3nf