ایران، بهشت یا جهنم پزشکان؟
بارها و بارها از تریبونها و اشخاص حقیقی و حقوقی مختلف، گزارشها و صحبتهایی ارائه شده است مبنی بر اینکه ایران، بهشت پزشکان برای کار کردن است و تعرفهها در ایران نسبت به سایر کشورها خیلی بالاست و ... آیا به راستی اینچنین است؟
پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)؛
بارها و بارها از تریبونها و اشخاص حقیقی و حقوقی مختلف، گزارشها و صحبتهایی ارائه شده است مبنی بر اینکه ایران، بهشت پزشکان برای کار کردن است و تعرفهها در ایران نسبت به سایر کشورها خیلی بالاست و ... .
بارها و بارها از تریبونها و اشخاص حقیقی و حقوقی مختلف، گزارشها و صحبتهایی ارائه شده است مبنی بر اینکه ایران، بهشت پزشکان برای کار کردن است و تعرفهها در ایران نسبت به سایر کشورها خیلی بالاست و ... .
بر همین اساس تصمیم گرفتم به دور از هرگونه مغالطه و در نهایت انصاف و وجدان کاری و بر اساس مبانی علم اقتصاد سلامت، این مسئله را بررسی کنم. از همه خوانندگان این مطلب اعم از همکاران پزشکم و دیگر خوانندگان و دوستان غیرپزشکم خواهشمندم در پایان خواندن، با نهایت انصاف قضاوت کنند.
نکته بسیار واضحی در علم اقتصاد سلامت وجود دارد که جزو مبانی اقتصاد سلامت و به نوعی مطرحکننده ارزشگذاری آن جامعه برای سلامت است و آن نکته چیزی نیست جز مقایسه ارزش واحد سلامت در هر کشور با ارزشگذاری واحدهای ضرروی و پایهای مردم در همان کشور ازجمله قیاس با واحد خوراک، واحد پوشاک، واحد مسکن و ... که همه اینها مثل سلامتی جزو نیازهای لاینفک و ضرروری مردمان هر جامعه و کشوری هستند. نکته جالب این است که چون این قیاس یک مقایسه نسبی است، دانستن واحد پولی کشور و میزان GDP و سایر درآمدهای دولت مهم نیست. چون قرار است مقایسه بین نیازهای پایه در یک کشور با یک واحد پولی و یک GDP شکل بگیرد و در نهایت این مقایسه بین کشورهای مختلف هم انجام شود.
و اما تعریف هر یک از واحدها:
الف: واحد سلامت (که معادل هزینه ویزیت پزشک عمومی در نظر گرفته میشود.)
ب: واحد مسکن (که معادل میانگین هزینه قیمت یک متر مربع واحد مسکونی در پایتخت درنظر گرفته میشود.)
ج: واحد خوراک (معال هزینه یه وعده غذای متوسط و سالم.)
د: واحد پوشاک (معادل هزینه یک دست لباس برای پوشاندن بدن فرد با قیمت مطابق عرف)
ارزش گذاری واحد سلامت در ایران در سال ۹۸: حدود ۲۷ هزار تومن
ارزش گذری واحد خوراک سالم در ایران در سال ۹۸: حدود ۲۵ تا ۳۰ هزار تومن
ارزش گذاری واحد پوشاک در ایران در سال ۹۸: حدود ۱۵۰ هزار تومن
ارزش گذاری واحد مسکن در تهران درسال ۹۸: حدود ۱۱ میلیون تومان
یعنی در کشور ما بهطور نسبی، شرایط زیر حاکم است:
(یک واحد سلامت = یک واحد خوراک = یک پنجم واحد پوشاک = دوهزارم واحد مسکن)
اما در اکثریت قریب به اتفاق کشورهای دنیا اعم از کشورهای پیشرفته از لحاظ سیستم بهداشت مثل انگلیس، فرانسه، کانادا و امریکا و همچنین کشورهای همسایه از جمله ترکیه، عراق، پاکستان و حتی افغانستان این نسبتها کاملا متفاوت است.
برای جلوگیری از طولانی شدن متن، ارزشگذاری واحدها در کشور ترکیه را به عنوان مثال ذکر میکنم. وضعیت ارزشگذاری واحدها در بقیه کشورهای دنیا هم با یک جستوجوی راحت و سریع در اینترنت، به سادگی در دسترس است.
ارزش گذاری واحد سلامت در ترکیه در سال ۲۰۱۹: ۱۲۰ لیر
ارزش گذاری واحد خوراک سالم در ترکیه در سال ۲۰۱۹: حدود ۱۵ لیر
ارزش گذاری واحد پوشاک در ترکیه در سال ۲۰۱۹: حدود ۷۵ لیر
ارزش گذاری واحد مسکن در ترکیه در سال ۲۰۱۹: ۳۷۵۰ لیر
یعنی به طور کلی و میانگین در اکثر کشورهای دنیا اعم از همسایه و همقاره تا غیرهمسایه و غیرهمقاره، اعم از توسعهیافته و یا در حال توسعه، اعم از جنگزده و یا در صلح، نسبت زیر بین واحدهای ضروی هر جامعه برقرار است:
یک واحد سلامت = ۶ تا ۸ واحد خوراک = یک و نیم واحد پوشاک = 12 تا 15 هزارم واحد مسکن
حال این نسبت را با کشور خودمان یعنی ایران عزیز مقایسه کنید. به راستی و آیا در نهایت انصاف و وجدان، کشور ما بهشت پزشکان است؟ یا جهنم پزشکان؟
این قیاس به سادگی نشان میدهد که ایران بهشت پزشکان نیست و یکی از پایینترین تعرفهها و ارزشگذاریهای واحد سلامت، در ایران برقرار است.
یادم میآید این مطلب علمی را که بر اساس پایه و اساس مبانی اقتصاد سلامت است، به چند نماینده مجلس ارائه کردیم. در نهایت تعجب در پاسخ گفتند: «اگر تعرفههایتان اینقدر پایین است، پس چرا این همه پزشکان وضعیت اقتصادی خوب و چشمگیری دارند و وضعشان خوب است؟» یعنی اولا جواب استدلال علمی را که ندادند هیچ، به جای جواب دادن، سعی کردند آن ۱۰ درصد پزشک متمول اکثرا قدیمی و بالای ۵۰ سال را ملاک قرار دهند.
اما ما در پاسخ سوالشان گفتیم علتش این است که پزشکان ایرانی، لود کاری بسیاری دارند و عمدتا دو تا سه برابر همتای خودشان در سایر کشورها به لحاظ قیاس زمانی و ساعتی در ماه و تا ۴ تا ۶ برابر آنها به لحاظ تعداد مریض کار میکنند. یعنی علت وضع خوب آن ۵ تا ۱۰ درصد پزشکان، تعرفه مناسب نیست، بلکه ساعت بالای کار و تعداد بسیار بالای مریض است.
مثلا به یاد دارم که مدتها پیش راجع به کارانه ۶۰۰ میلیون تومانی یک متخصص زنان که این مبلغ را به ازای ۶ ماه کار دریافت کرده بود، بسیاری از رسانههای مغرض و غیرمنصف و بعضا سازمان نظام پرستاری، مسئله حقوقهای نجومی پزشکان را در بوق و کرنا کردند؛ اما وقتی داستان باز شد، معلوم شد که این خانم دکتر متخصص در یک منطقه محروم عملا 3 شهر را تحت پوشش داشته و 2 تا 3 شیفت روازنه (حدود ۱۴ تا ۱۶ ساعت) کار میکرده است. یعنی ایشان عملا به جای ۶ پزشک متخصص کار میکرده است و این ۶۰۰ میلیون تومان عملا متعلق به 6 ماه کار 6 پزشک متخصص زنان است که میشود حدود ماهی ۱۷ میلیون تومان برای هر پزشک متخصص آن هم در منطقه محروم نه وسط پایتخت. درواقع اگر واقعا به علت کمبود پزشک زنان نبود، لازم بود که در آن منطقه واقعا ۶ پزشک متخصص زنان مشغول کار شوند و همین ۶۰۰ میلیون تومان برای 6 ماه کار به این ۶ نفر پرداخت شود که معادل ماهیانه ۱۷ میلیون برای هر پزشک میشد و هیچگاه بحث کارانه نجومی به میان نمیآمد. اما یک نفر که از جان و سلامتی و خانواده و آرامش و راحتیش بنا بر شرایط کشور و کمبود متخصص در آن منطقه محروم مایه گذاشته و جور ۶ نفر را کشیده، تازه عدد ۶۰۰ میلیون تومانیاش هم به چشم میآید و در کار رسانهای غیرمنصفانه و مغرضانه و بدون دادن کل اطلاعات به مردم و مسئولین، میشود پیراهن عثمانی برای حمله به سیستم پزشکی با عنوان کارانههای نجومی و افزایش تعرفههای چند صددرصدی پزشکان و جملاتی بسیار تلخ.
چرا؟ چون گفتهاند: «ایران بهشت پزشکان است!»
پایان پیام/
https://www.pezeshkanoghanoon.ir/p/SgXF